فرهنگ لغت

قنبانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

قنبانی . [ قَم ْ ] (ص نسبی ) نسبت به قنبان . (معجم البلدان ). رجوع به قنبان شود.

قنبانی . [ قَم ْ ] (اِخ ) محمدبن عبدالبر، مکنی به ابوعبداﷲ معروف به کشکینانی . از محدثان ثقه بود. رجوع به معجم البلدان شود.

معنی قنبانی | فرهنگ لغت