قنانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قنانی . [ق َ ] (ص نسبی ) نسبت است به قنان . (معجم البلدان ). نسبت است به قنان بن سلمةبن وهب بن عبداﷲبن ربیعةبن حرث بن کعب، بطنی از حرث بن کعب از مذحج . (لباب الانساب ).
قنانی . [ ق َ ] (اِخ ) استاد فراء است . وی به قنان منسوب است و آن نام چاهی است معروف . (از معجم البلدان ). رجوع به قنان شود.
قنانی . [ ق َ ] (اِخ ) حصین بن یزیدبن شدادبن قنان حارثی، ملقب به ذوالغصة صد سال ریاست بنی حرث بن کعب را بعهده داشت . وی صاحب روز مشهوری است در میان اعراب که در آن جنگی میان بنی الحارث و بنی عامر در گرفت ودو طرف بسیار کشته دادند. (لباب الانساب ) (المرصع).