قناع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قناع . [ ق ِ ] (ع اِ) پرده و پوشش که بر بالای مقنعه پوشند. (منتهی الارب ) (آنندراج ). چیزی که زن سر خود را بوسیله ٔ آن پوشد و آن وسیعتر است از مقنع و مقنعه . (اقرب الموارد) : چو یوسف بر آیم بتخت قناعت درآویزم از چهره زرین قناعی . خاقانی . ◄ طبق از برگ خرما. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). که در آن طعام گذارند. ج، اقناع و اقنعة. (اقرب الموارد). ◄ پرده ٔ دل . ◄ سلاح و ساز. ج، قُنُع.(اقرب الموارد) (آنندراج ) (منتهی الارب ).