قناطری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قناطری . [ ق َ طِ ] (اِخ ) احمدبن سعیدبن علی . از راویان است و منسوب است به قناطر یکی از شهرهای اندلس . (منتهی الارب ).
قناطری . [ ق َ طِ ] (اِخ )احمدبن عبداﷲ. رجوع به احمدبن عبداﷲبن اسحاق شود.
قناطری . [ ق َ طِ ] (ص نسبی ) نسبت است به قناطر و آن موضع یا محله ای است به اصفهان . ◄ نسبت است به قناطر و آن شهری است به اندلس . (منتهی الارب ). رجوع به قناطر شود.