قناره
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(قَ ر) [ ع. قنارة ] (اِ.) چوبی یا آهنی دراز دارای میخهای بلند که در دکان قصابی گوشت را به آن آویزان میکنند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(قَ ر) [ ع. قناره ] (اِ.) چوبی یا آهنی دراز دارای میخهای بلند که در دکان قصابی گوشت را به آن آویزان میکنند.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قناره . [ ق َ رَ / رِ ] (اِ) چنگک . گوشت آویز. (زمخشری ) . چوبی یا آهنی دراز که قصابان در دیوار مضبوط کنند مثل چوب سردر و میخ های بسیار در آن زنند و مذبوح را بعد تسلیخ به آن میخ ها آویزند و قطعه قطعه کرده فروشند. (آنندراج ) : یک مسلخ است عالمی از دست و خنجرش هر نیش خار لخت دلی را قناره است . رفیع واعظ(از آنندراج ). رجوع به قُنار شود.