قنات
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(قَ) [ ع. قناة ] (اِ.) کاریز، مجرای آب زیرزمینی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(قَ) [ ع. قناه ] (اِ.) کاریز، مجرای آب زیرزمینی.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قنات . [ ق َ ] (ع اِ)چوب نیزه . رجوع به قناة شود. ◄ کاریز. (مهذب الاسماء). کهریز. کاهریز. ج، قنوات : وای بومسلم که مر سفاح را او برون آورد زان ویران قنات . ناصرخسرو. ◄ استخوان مهره ٔ پشت . (غیاث اللغات از شرح نصاب و منتخب ).
قنات . [ ق َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان قیس آباد بخش خوسف شهرستان بیرجند، واقع در ٦٥هزارگزی جنوب خوسف و سر راه مالرو عمومی بصیران . موقع جغرافیایی آن جلگه وهوای آن گرمسیری است . سکنه ٔ آن ١٩ تن است . آب آن ازقنات و محصول آن غلات، لبنیات و شغل اهالی زراعت است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
قنات . [ ق َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان ریگان بخش فهرج شهرستان بم، واقع در ٣٨هزارگزی جنوب خاوری فهرج و ١٥ هزارگزی راه فرعی بم به خاش . سکنه ٔ آن ٤٥ تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٨).
واژگان فارسی سره واژهدان
کهریز، کاریز