قمیش
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(قَ) (اِ.) (عا.) ادا و اطوار، ناز و کرشمه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(قَ) (اِ.) (عا.) ادا و اطوار، ناز و کرشمه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قمیش . [ ق َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ای تیوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد، واقع در ٢٤هزارگزی خاور نورآباد و ٣ هزارگزی باختر شوسه ٔ خرم آباد به کرمانشاه . موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن سردسیری مالاریایی است . سکنه ٔ آن ٣٦٠ تن است . آب آن از قنات و چشمه و محصول آن غلات، پشم و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان سیاه چادربافی است . راه مالرو دارد. ساکنین از طایفه ای تیوند هستند و در زمستان به قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی