قمیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قمیز. [ ] (اِ) قسمی ماست معمول نزد مغولان : قیدوخان ... هرگز شراب و قمیز و نمک نمیخورد. (حبیب السیر).
قمیز. [ ق َ ] (اِخ ) ده بزرگی است از دههای تفلیس و یک نیم روز از آن دور است . (معجم البلدان ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قمیز. [ ] (اِ) قسمی ماست معمول نزد مغولان : قیدوخان ... هرگز شراب و قمیز و نمک نمیخورد. (حبیب السیر).
قمیز. [ ق َ ] (اِخ ) ده بزرگی است از دههای تفلیس و یک نیم روز از آن دور است . (معجم البلدان ).