قمیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قمیر. [ ق ُ م َ ] (ع اِ مصغر) مصغر قمر. (منتهی الارب ). رجوع به قمر شود.
قمیر. [ ق ُ م َ ] (اِخ ) ابن مالک بن سواد از انصار است و فرزندان وی به بنوقمیر و قمیری نامیده میشوند. (از اللباب ).
قمیر. [ ق ُ م َ ] (اِخ ) ابن حبشةبن سلول از خزاعه از ازداز قحطان جد جاهلی است . (الاعلام زرکلی ج ٢ ص ٧٩٨).