قمراوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قمراوی . [ ق َ ] (اِخ ) نجم الدین . از دانشمندان بزرگ است که در فقه و حکمت تبحر داشته است . وی سفرها کرده و در موصل شیخ کمال الدین یونس را دیده است . رجوع به عیون الانباء ج ١ ص ٣٠٧ شود.
قمراوی . [ ق َ ] (اِخ ) موسی از فقیهان و ادیبان است که در مناظره دستی توانا داشته است . مؤلف معجم البلدان آرد: من او را در حلب دیدم . وی به سال ٦٢٥ هَ . ق . درگذشت . (از معجم البلدان ).
قمراوی . [ ق َ ] (اِخ ) نسبت است به قمراو. (معجم البلدان ). رجوع به قمراو شود.