قلیلة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلیلة. [ ق ِل ْ لی ل َ ] (ع اِ) همه و جمله . اخذه بقلیلته ؛ ای بجملته . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
قلیلة. [ ق َ لی ل َ ] (ع ص ) مؤنث قلیل . (اقرب الموارد). رجوع به قلیل شود.
قلیله . [ ق ُ ل َ ] (اِخ ) از قلعه ها وآبادیهای زیارت خواسته رود. رجوع به ترجمه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ١٧١ شود.