قلوری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلوری . [ ق َ ل َوْ وَ ری ی ] (ص نسبی ) نسبت است به قلورة. (از انساب سمعانی ). رجوع بدان کلمه شود.
قلوری . [ ق ِل ْ ل َ ری ی ] (ص نسبی ) نسبت است به قلوریة. (معجم البلدان ). رجوع به قلوریه شود.
قلوری . [ ق ِ ل ْ ل َ ری ی ] (اِخ ) ابوالعباس . از راویان و منسوب است به قلوره . وی از ابواسحاق حضرمی و جز او روایت کند و ابوداود در سنن خود از او روایت دارد. (معجم البلدان ).