قلوجه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلوجه . [ ق َل ْ لو ج َ ] (اِخ ) ده بزرگی است نزدیک انبار بغداد. سمعانی آرد: من ضبط آن را چنین دیدم و نمیدانم که نویسنده ٔ آن خطا کرده یا درست آورده است . (از انساب سمعانی ) (لباب الانساب ).
قلوجه . [ ق َ ج َ ] (اِخ ) جایی است در اندلس . (نخبة الدهر دمشقی ص ٢٤٥). رجوع به اسپانی و اسپانیا شود.