قلعه نو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلعه نو. [ ق َ ع َ ن ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آزادوار بخش جغتای شهرستان سبزوار، واقع در ٤هزارگزی شمال باختری جغتای . موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است . سکنه ٔ آن ٢٩٠ تن است . آب آن از قنات و محصول آن غلات و پنبه و زیره و شغل اهالی زراعت است . راه اتومبیل رو دارد و دارای دبستان است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
قلعه نو. [ ق َ ع َ ن ُ ](اِخ ) دهی است از دهستان مرودشت بخش زرقان شهرستان شیراز، واقع در ٤٨هزارگزی شمال زرقان و ٣هزارگزی راه فرعی مرودشت به ابرج . موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل و مالاریائی است . سکنه ٔ آن ٢٤٠ تن است . آب آن از قنات و محصول آن غلات و چغندر و حبوبات و شغل اهالی زراعت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
قلعه نو. [ ق َ ع َ ن ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون، واقع در ٤هزارگزی شمال باختری فهلیان دامنه شمالی کوه بالاسرو. موقع جغرافیایی آن دامنه و هوای آن گرمسیری مالاریائی است . سکنه ٔ آن ٩٨ تن است . آب آن از رودخانه ٔ فهلیان و چشمه باطلاق و محصول آن غلات، برنج، و ماش و شغل اهالی زراعت است . راه فرعی دارد. این آبادی را تُل بیشه نیز میگویند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).