قلعه شیخ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلعه شیخ . [ ق َ ع َ ش َ ](اِخ ) قریه ای در ٤١٧هزارگزی طهران میان شهترآباد و ریزینی . و آنجا ایستگاه ترن است . (یادداشت مؤلف ).
قلعه شیخ . [ ق َ ع َ ش َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان غار بخش ری شهرستان تهران، واقع در ١٢هزارگزی جنوب ری و یکهزارگزی راه شوسه ٔ قم به تهران . این ده در جلگه قرار گرفته و هوای معتدل دارد. سکنه ٔ آن ٨٣ تن است . آب آن از قنات و محصول آن غلات، صیفی، چغندر قند. و شغل اهالی زراعت است . راه ماشین رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١).
قلعه شیخ . [ ق َ ع َ ش َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بلوک شرقی بخش مرکزی شهرستان دزفول، واقع در ٦هزارگزی جنوب دزفول و ٦هزارگزی جنوب غربی دزفول به شوشتر. موقع جغرافیایی آن دشت و هوای آن گرمسیری مالاریائی است . سکنه ٔ آن ١٠٠ تن است . آب آن از رودخانه ٔ دزو محصول آن غلات، برنج، کنجد و شغل اهالی زراعت است .راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).