قلافة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلافة. [ ق ُ ف َ ] (ع اِ) پوست درخت . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
قلافة.[ ق ِ ف َ ] (ع اِمص ) برهم دوزی تخته های کشتی و قیراندودگی درزهای آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). و برهم دوزی سوراخهای کشتی به لیف و قیراندود کردن درزهای آن . (اقرب الموارد) و قلافة اسم مصدر است . (منتهی الارب ).