قلابه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قلابة. [ ق ِ ب َ ] (اِخ ) (ابو...) کنیه ٔ عبداﷲبن یزید حرمی است . وی از فقیهان است . (ناظم الاطباء).
قلابه . [ ق َل ْ لا ب َ / ب ِ ] (اِ) خار آهنی خمدار که بدان شکار ماهی کنند. مأخوذ از قلب به معنی برگردانیدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به قلاب شود. ◄ زنجیر. ◄ حلقه ٔ زنجیر. (ناظم الاطباء). ◄ گلی از زر یا سیم یا فلزی دیگر مرصع به جواهر یا ساده که دو سوی روبند زنان را از پشت به هم می پیوست . (یادداشت مؤلف ). ◄ قبضه و دسته . ◄ قلاب نر و ماده (ناظم الاطباء)، و آن نوعی است از تکمه . ◄ سرخواره . (ناظم الاطباء).