قل هواللهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قل هواللهی . [ ق ُ هَُ وَل ْ لا ] (ص نسبی ) دراهمی بود که حجاج بضرب رسانید و قل هواﷲ احد بر آنها نقش بود...پیش ازحجاج نقش دراهم فارسی بود. (از اوزان و مقادیر مقریزی ). درمهای قل هواللهی، اخلاصیه، احدیه : دلم مرغی است در قل بسته چون سنگ چو سیم قل هواللهی مصفا. خاقانی . بدست رد و قبول تو چون بدست کریم عزیز و خوارم چون سیم قل هواللهی . سنائی .