قل خوردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(قِ. خُ دَ) (مص ل.)<BR>۱- غلتیدن، روی زمین چرخ خوردن.<BR>۲- راه رفتن، حرکت کردن (به طعنه در مورد شخص چاق).<br>
فرهنگ فارسی معین
(قِ. خُ دَ) (مص ل.) ۱- غلتیدن، روی زمین چرخ خوردن. ۲- راه رفتن، حرکت کردن (به طعنه در مورد شخص چاق).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قل خوردن . [ ق ِ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) در تداول، چیز مدوری بر زمینی یا سطحی غلطیدن . غلطیدن مدحرجی بر سطحی . حرکت کردن چیزی گرد بر روی زمین یا سطحی دیگر. (یادداشت مؤلف ). رجوع به غل خوردن شود.
واژگان فارسی سره واژهدان
غلتیدن، غلت خوردن