قفن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قفن . [ ق ِ ف َن ن ] (ع ص ) مرد درشت اندام بدزبان گول . (منتهی الارب ). الجلف الجافی . (اقرب الموارد).
قفن . [ ق َ ف َن ن ] (ع اِ) پس گردن . (منتهی الارب ). قفا. (اقرب الموارد). اصل آن قفا بود و نون مشددی بر آن افزودند. (منتهی الارب ).
قفن . [ ق َ ] (ع اِ) تازیانه . (منتهی الارب ).