قفط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قفط. [ ق َ ] (ع مص ) فراهم آوردن میان دو کرانه ٔ کس . ◄ برجستن نر بر ماده هرچه باشد، یا خاص به ذوات الظلف است . فعل آن از نصر و ضرب است . (منتهی الارب ). فراهم آمدن پرنده ٔ نر با ماده . (از ذیل اقرب الموارد). ◄ پاداش دادن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ): قفطنا بخیر؛ کافَاءَنا. (اقرب الموارد).
قفط. [ ق ِ ] (اِخ ) شهری است به صعید مصر که از زمان امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام بر علویان وقف است . (منتهی الارب ) (معجم البلدان ).