قفصه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قفصه . [ ق َف َ ص َ / ص ِ ] (اِ) دولابچه . اشکاف . قفسه : تا بر کنگره و قفصه نرسند خود را به یکدیگر ننمایند.(ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص ١٤٢). و رجوع به قفسه شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قفصه . [ ق َف َ ص َ / ص ِ ] (اِ) دولابچه . اشکاف . قفسه : تا بر کنگره و قفصه نرسند خود را به یکدیگر ننمایند.(ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص ١٤٢). و رجوع به قفسه شود.