قفال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قفال . [ ق َف ْ فا ] (اِخ ) نام یکی از علمای شافعیه . (منتهی الارب ). رجوع به قفال شاشی (محمدبن علی ...) شود.
قفال . [ ق َف ْ فا ] (ع ص ) قفل گر. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). سازنده ٔ قفل و کلیدانه، و آن فعال است برای مبالغه . (اقرب الموارد).
قفال . [ ق ُ ] (اِخ ) موضعی است، و در شعر لبید از آن یاد شده است . (معجم البلدان ).