قفاز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قفاز. [ ق ُ ] (ع مص ) قَفْز. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قفز شود.
قفاز. [ ق ُف ْ فا ] (ع اِ) نوعی از غلاف دست پر از پنبه که زنان در سرما پوشند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). دستوانه . (ربنجنی ). دستکش . ◄ چیزی است از چرم یا نمد که شکارچی در دست کند. (اقرب الموارد). ◄ نوعی از زیور دست و پای . ◄ آهنی است شبکه دار که بر آن باز نشیند. ◄ سپیدی موی گرداگرد سم اسب . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).