قعو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قعو. [ ق َع ْوْ ] (ع اِ) چرخ چاه چوبین باشد، یا آهنی مانند آن . ◄ محور آهنی . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ دو چوب بکره ٔ دلو که تیر چرخ بر آن باشد، یا آهنی است که بر او بکره گردد.(منتهی الارب ). ◄ (ص ) رجل قعوالعجیزتین ؛ مرد لاغرسرین، یا درشت و سطبر سرین، یا آنکه سرینش برآمده و گسترده باشد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
قعو. [ ق َع ْوْ ] (ع مص ) گشنی کردن شتر. (تاج المصادر بیهقی ). ◄ برجستن شتر نر بر شترماده، گشنی کند یا نه . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ برجستن مرغ بر ماده . (منتهی الارب ).
قعو. [ ق ُ ع ُوو ] (ع مص ) قَعْو.(اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قَعْو شود.