قعطبی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قعطبی . [ ق َ طَ بی ی ] (ع ص ) شدید. (اقرب الموارد). سخت . (منتهی الارب )؛ قَرَب قعطبی ؛ قرب سخت یعنی شب روی که صبح آن بر آب رسند. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قعطبی . [ ق َ طَ بی ی ] (ع ص ) شدید. (اقرب الموارد). سخت . (منتهی الارب )؛ قَرَب قعطبی ؛ قرب سخت یعنی شب روی که صبح آن بر آب رسند. (منتهی الارب ) (آنندراج ).