قعط
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قعط. [ ق َ ] (ع اِمص ) بستن و تنگ کردن . ◄ عمامه بستن . ◄ سخت تنگ گرفتن بر غریم . ◄ بددل شدن . (منتهی الارب ). ◄ ضبط و نگاه داشتن . (اقرب الموارد). ◄ فروتن و خوار گردیدن . (منتهی الارب ). ◄ خشم گرفتن . ◄ سخت بانگ و فریاد کردن . ◄ سخت راندن ستور را. ◄ راندن و دور کردن . ◄ گشاده و وانمودن . ◄ خشک شدن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ ترسیدن . ◄ افکندن . (اقرب الموارد).
قعط. [ ق َ ع َ ] (ع مص ) ذلیل و زبون و خوار شدن . (اقرب الموارد).
قعط. [ ق َ ] (ع اِ) گوسپندان بسیار. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).