قعس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قعس . [ ق ُ ] (ع ص، اِ) ج ِ قعساء. رجوع به قعساء شود ◄ ج ِ اقعس . ◄ سنون قعس ؛ دندانهای ثابت به سبب درازی . (اقرب الموارد).
قعس . [ ق َ ع َ ] (ع مص )سینه بیرون آمدن . (منتهی الارب ). خروج صدر. (اقرب الموارد). ◄ درآمدن پشت . (منتهی الارب ). دخول ظَهر. (اقرب الموارد). کلمه از اضداد است . (منتهی الارب ). ◄ (اِمص ) فی القوس نتؤ باطنها فی وسطها و دخول ظاهرها. (اقرب الموارد). ◄ از عیوب خلقی اسب . رجوع به صبح الاعشی ج ٢ ص ٢٥ شود.
قعس . [ ق َ ] (ع اِ)خاک بدبو. ◄ (ص ) کسی که سینه ٔ بیرون آمده و پشت تورفته دارد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).