قعدد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قعدد. [ ق ُ دُ ] (اِخ ) عبدالصمدبن علی بن عبداﷲبن عباس . (منتهی الارب ).
قعدد. [ ق ُ دُ ] (ع ص ) رجل قعدد؛ مرد قریب پدران به جانب جد اکبر. (منتهی الارب ). القریب الاَّباء من الجد الاعلی . (اقرب الموارد). ◄ بعید پدران به جانب جد اکبر. از لغات اضداد است . (منتهی الارب ). البعیدالآباء منه (ضد). (اقرب الموارد). ◄ مرد بددل ناکس بازایستاده از مکارم اخلاق خوار و حقیر. (منتهی الارب ). الجبان اللئیم القاعد عن المکارم . (اقرب الموارد). ◄ گمنام . (منتهی الارب ). الخامل . (اقرب الموارد).
قعدد. [ ق ُ دَ ] (ع ص ) مرد قریب پدران به جانب جد اکبر. ◄ مرد بعید پدران به جانب جد اکبر. از اضداد است . (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب ). رجوع به قُعْدُد شود.