قعبة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قعبة. [ ق ِ ع َ ب َ ] (ع اِ) ج ِ قَعْب . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قعب شود.
قعبة. [ ق ُ ب َ ] (ع اِ) شکاف کوه . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ کوه . (منتهی الارب ).
قعبة. [ ق َ ب َ ] (ع اِ) دبه مانندی است مر زنان را که در وی طیب و بوی خوش نهند. ◄ ظرفی است با سرپوش که در آن پِست و مانند آن نهند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).