قعاقع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قعاقع. [ ق َ ق ِ ] (اِخ ) مواضعی هستند از بلاد قیس . (منتهی الارب ). نام چند موضع است از شریف در بلاد قیس . و ابوزیاد کلابی گوید نام شهرهائی است از شهرهای عجلان، و بعیث در اشعار خود از آن یاد کند. (معجم البلدان ).
قعاقع. [ ق َ ق ِ ] (ع اِ) ج ِ قعقعة. (اقرب الموارد). رجوع به قعقعة شود. ◄ بانگ تندر پیاپی . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).