قطوان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قطوان . [ ق َ طَ ] (اِخ ) دهی است از دههای سمرقند در پنج فرسنگی آن، جماعتی بدان منسوبند. (معجم البلدان ).
قطوان . [ ق َطْ / ق َ طَ ] (ع ص ) گام نزدیک گذارنده در رفتار. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
قطوان . [ ق َ طَ ] (اِخ ) موضعی است، و در حدیث آمده که هفتادهزار شیعه از آن برانگیخته میشود. ابوالفضل بن طاهر مقدسی گوید: قطوان موضعی است به کوفه و نام قبیله نیست، شمر گوید آن به سکون طا است .گروهی از دانشمندان بدان منسوبند. (معجم البلدان ).