قطن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(قُ) [ معر. ] (اِ.) پنبه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(قُ) [ معر. ] (اِ.) پنبه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قطن . [ ق َ طَ ] (اِخ ) ابن کعب . از محدثان است . (منتهی الارب ).
قطن . [ ق َ طَ] (اِخ ) ابن قبیصه . از محدثان است . (منتهی الارب ).
قطن . [ ق َ طَ] (اِخ ) (غزوه ٔ...) جنگی است که در قطن اتفاق افتادو مسعودبن عروه در آن کشته شد. سردار لشکر رسول خدادر این جنگ سلمةبن عبدالاسدی بود. (معجم البلدان ).