قصو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قصو. [ ق َص ْوْ ] (ع مص ) دور شدن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ چیره شدن : قصوته ؛ چیره شدم بر وی در نبرد. (منتهی الارب ). ◄ قصو شاة و ناقه ؛ از کرانه ٔ گوش او اندکی بریدن . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قُصُوّ و قَصا و قُصاء شود.
قصو. [ ق ُ ص ُوو ] (ع مص ) قَصْو.(اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قَصْو شود.