قصه دراز کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قصه دراز کردن . [ ق ِص ْ ص َ / ص ِ دِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از پرگوئی و بسیار گفتن سخنان بی فایده و بی ماحصل باشد. (برهان ) (انجمن آرای ناصری ) : معاشران گره از زلف یار باز کنید شبی خوش است به این قصه اش دراز کنید. حافظ (از آنندراج ).