فرهنگ لغت

قصر

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(قَ) [ ع. ] (اِ.) کوتاهی، سستی.

(~.) [ ع. ] (اِ.) کاخ، کوشک. ج. قصور.

(قَ صَ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) کوتاه بودن. ۲- (اِمص.) کوتاهی، مق. طول، درازی.

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی قصر | فرهنگ لغت