قصبه رود
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قصبه رود. [ ق َ ص َ ب َ ] (اِخ ) نام یکی از بخشهای پنج گانه ٔ شهرستان تربت حیدریه .محدود است از طرف خاور به مرز ایران و افغانستان و بخش طیبات، از جنوب به بخش قاین، از باختر به بخش رشخوار، از شمال به بخش رشخوار و حومه . موقع آن بخش جلگه و هوای آن گرم سیری است و بادهای شدیدی در بهار و پائیز از اطراف سیستان و دشت ناامید به طرف این بخش جریان دارد و همواره به محصولات آنها صدمات زیادی وارد می آورد. ساکنین بخش از طوایف تیموری بهلولی بلوچی هستند. اهالی به زبان افغانی به خوبی آشنا هستند. محصول عمده ٔ آن غلات و کنجد و منداب است . شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی است . از تربت حیدریه تا مرز افغانستان راه شوسه احداث شده است . این بخش از چهار دهستان به نام بالاخواف، پائین خواف، میان خواف و جلگه زوزن تشکیل شده است . جلگه زوزن شامل ٩٨ آبادی و ٣٤٥٤٩ تن جمعیت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
قصبه رود. [ ق َ ص َ ب َ ] (اِخ ) قصبه ٔمرکز بخش رود شهرستان تربت حیدریه واقع در ١٠ هزارگزی خاور تربت حیدریه و سر راه اتومبیل رو باخرز. موقع جغرافیایی آن جلگه و گرمسیری است . سکنه ٔ آن ٤٤٠١ تن است . آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه و شغل اهالی زراعت و گله داری و کسب و تجارت و قالیچه بافی است . راه اتومبیل رو دارد. از آثار باستانی مسجد جامع که قریب ٥٠٠ سال قبل ساخته شده می باشد. علاوه بر آن در دوکیلومتری آن در قصبه ٔ خرگر مدرسه ای قدیمی که شاهرخ شاه جهت طلاب ساخته هنوز باقی است . ادارات دولتی، بخشداری، دارائی، پست و تلگراف، دبستان، ثبت اسناد، دفتر ازدواج و طلاق، آمار، ژاندارمری، درمانگاه و ٢٠ باب دکاکین مختلفه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).