قصب انجیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قصب انجیر. [ ق َ ص َ اَ ] (اِ مرکب ) قسمی از شیرینی است، و شاید قصب الجیب تصحیف این کلمه باشد. بسحاق اطعمه در فصل شیره و شربت آورد : لوحش اللَّه ز مربای ترنج و به و سیب زنجبیل و عدنی رخ کندت چون گلنار نخود و کشمش و پسته خرک و میوه ٔ تر قصب انجیر و دگر سرمش اسفید بیار. بسحاق اطعمه . شاید در بیت ذیل نیز از قصب مراد قصب انجیر باشد: بسحاق دوان شد چو سگان از پی میده باز از هوس قصب و خرک باره گره بست . بسحاق اطعمه . و شاید انجیر برشته کشیده ٔ خشک باشد: و قصب انجیر [ یا قصب الجیب ] حدیثش که چون نیشکر میخورند. (گلستان سعدی ). رجوع به قصب الجیب شود.