قصا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قصا. [ ق ُ ] (ع ص، اِ) گویا جمع اقصی است، چون صُفَر ج ِ اصفر و اُخَر ج ِ آخر. (معجم البلدان ).
قصا. [ ق ُ ] (اِخ ) نام پشته ای است در یمن . (معجم البلدان ).
قصا. [ ق َ ] (ع اِ) پیشگاه فراخ سرای . (منتهی الارب ). فناء الدار. (اقرب الموارد). ◄ نسب دور و بعید. ◄ کرانه و ناحیه . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ناحیت . (مهذب الاسماء). ◄ بریدگی اندک در گوش شتر و گوسفند. ◄ (اِمص ) دوری . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). گویند: حطنی القصا؛ ای تباعد عنی . (اقرب الموارد).