قشیری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قشیری . [ ق ُ ش َ ] (ص نسبی ) نسبت است به قشیربن کعب . و قبیله ٔ قشیری قبیله ٔ بزرگی است و دانشمندانی بدان منسوبند. (لباب الانساب ). رجوع به قشیربن کعب ... شود.
قشیری . [ق ُ ش َ ] (اِخ ) ابونصر. رجوع به ابونصر قشیری شود.
قشیری . [ ق ُ ش َ ] (اِخ ) بهزبن حکیم بن معاویةبن حیده . از محدثان و دانشمندان است . وی از پدر و جد خود و نیز از زرارةبن ادنی روایت کند و از او ثوری و حمادان و جز ایشان روایت دارند. او از محدثان کثیرالخطاست . (لباب الانساب ).