قشلامیشی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قشلامیشی . [ ق ِ ] (ترکی، اِ) قشلامیشی کردن (فرمودن )؛ به قشلاق یعنی گرمسیر رفتن : و در زمستان آن سال قشلامیشی در قراباغ اران فرمود. (ذیل رشیدی حافظ ابرو ص ١٥١).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قشلامیشی . [ ق ِ ] (ترکی، اِ) قشلامیشی کردن (فرمودن )؛ به قشلاق یعنی گرمسیر رفتن : و در زمستان آن سال قشلامیشی در قراباغ اران فرمود. (ذیل رشیدی حافظ ابرو ص ١٥١).