قشاش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قشاش . [ ق ُ ] (ع اِ) افتاده و تراشه ٔ چیزی . ◄ بانگ و آواز پوست مارچون با هم ساید. (منتهی الارب ). رجوع به قشیش شود.
قشاش . [ ق َش ْ شا ] (ع ص ) آنکه از هر جائی چیزی همی جوید و همی خورد. (مهذب الاسماء). کسی که از این جای واز آنجای خورد. ◄ گدا. (ناظم الاطباء).
قشاش . [ ق ُ ] (اِخ ) نام جد پدر علی بن محمدبن مالکی . (منتهی الارب ).