قسیان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قسیان . [ ق ِس ْ ] (ع ص، اِ) ج ِ قَسی ّ.(اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قَسی ّ شود.
قسیان . [ ق ُ س َی ْ یا ] (اِخ ) رودباری است یا دشتی، و دراشعار ابن مقبل از آن یاد شده است . (معجم البلدان ).
قسیان .[ ق ُس ْ ] (اِخ ) موضعی است به عقیق . (منتهی الارب ).