قسنطینی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قسنطینی . [ ق ُ س َ ] (اِخ ) علی بن ابوالقاسم محمدحسن تمیمی مغربی . از متکلمان اشعری است که به دمشق وارد شد و صحیح بخاری رادر آنجا از فقیه نصربن ابراهیم مقدس شنید و به عراق رفت و بر عبداﷲ محمدبن عتیق خواند و امامان را زیارت کرد و سپس به دمشق برگشت و مورد احترام ابوداود مضرج رئیس دمشق قرار گرفت . از تألیفات اوست : ١- تنزیه الاله . ٢- کشف فضایح المشیهة الحشویه . وی به دمشق در١٨ رمضان ٥١٩ هَ . ق . وفات یافت . (معجم البلدان ).
قسنطینی . [ ق ُ س َ ] (اِخ ) عبدالرحمان بن احمد. رجوع به عبدالرحمان بن احمد شود.
قسنطینی . [ ق ُ س َ ] (ص نسبی ) نسبت است به قسنطینیه . (معجم البلدان ). رجوع به قسنطینیه و قسطنطینیه شود.