قسمت کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) بخش کردن، تقسیم کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م.) بخش کردن، تقسیم کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قسمت کردن . [ ق ِ م َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بهره کردن . بخش کردن . تقسیم کردن . توزیع کردن : غم هجران به سویّت تر از این قسمت کن کین همه درد به جان من تنها نرسد. سعدی . عشق چون قسمت اسباب معیشت میکرد لاله داغی ز میان برد که داغم دارد. قدسی . ◄ نصیب کردن : ما قلم در سر کشیدیم اختیار خویش را اختیار آن است کو قسمت کند درویش را. سعدی .