قسقسة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قسقسة. [ ق َ ق َ س َ ] (ع مص ) سرعت و شتاب کردن . ◄ مواظبت داشتن در سیر. (اقرب الموارد). ◄ همه شب رفتن . ◄ خو کردن شب رفتن را. (منتهی الارب ): قسقس لیلَه أجمع؛ اذا لم ینم . (از تکمله ٔاقرب الموارد). ◄ خوردن آنچه بر استخوان باشد از گوشت و مغز. ◄ جنبانیدن عصا را. ◄ خواندن، گویند: قسقس بالکلب ؛ خواند سگ را با گفتن قوس قوس . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).