قسقاس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قسقاس . [ ق َ ] (ع ص ) سریع و شتاب رو. (منتهی الارب ). سریع. (اقرب الموارد). ◄ رهبر و رهنما. (منتهی الارب ). دلیل . هادی . (اقرب الموارد). راهنمای . (مهذب الاسماء). ◄ (اِ، اِمص ) شدت و سختی گرسنگی و سرما. ◄ (ص ) رسن نیکو و جید. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ◄ تیغ کند. (منتهی الارب ). الکهام من السیوف . (اقرب الموارد). ◄ شب تاریک . (منتهی الارب ). ◄ آن شب که رفتن و سیر در آن دشوار باشد. ◄ (اِ) شیر بیشه . ◄ گیاهی است مانا به کرفس . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ◄ کمی از هر چیزی . ◄ (ص ) جستجوکننده که غفلت نکند. (ذیل اقرب الموارد).