قسطل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قسطل . [ ق َ طَ ] (اِخ ) قصری است ازقلعه های رومیان قدیم در مشرق اردن که ولید دوم برای شکار و گردش بدان قصر اقامت میکرد. (ذیل المنجد).
قسطل . [ق ُ طُ ] (معرب، اِ) شاه بلوط. آن را به عربی بلوطالملک خوانند. (از برهان ).
قسطل . [ ق َ طَ ] (اِخ ) موضعی است به شام . (اللباب ). موضعی است میان حمص و دمشق، و گویند نام قصبه ای است . (معجم البلدان ).