قسطلانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قسطلانی . [ ق َ طَ نی ی ] (ع اِ) قوس قزح . (اقرب الموارد). رجوع به قسطلانیة شود.
قسطلانی . [ ق َ طَ ] (اِخ ) احمدبن محمد. رجوع به احمدبن محمدبن ابی بکر در همین لغت نامه و احمدبن محمد در اعلام زرکلی و قسطلانی (احمد)در ریحانة الادب و معجم المطبوعات ج ٢ ستون ١١ شود.
قسطلانی .[ ق َ طَ ] (اِخ ) احمدبن علی . رجوع به ابن حجر شود.