قسری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
قسری . [ ق َ ] (اِخ ) یزیدبن خالد. رجوع به یزیدبن خالد در اعلام زرکلی شود.
قسری . [ ق َ ](اِخ ) خالدبن عبداﷲبن یزیدبن اسد. امیر عراق بود. جد وی یزید صحبت رسول خدای را درک کرد. مردمی بسیار به وی منسوبند. (اللباب ). و رجوع به اعلام زرکلی، خالدبن عبداﷲ و اسدبن عبداﷲ قسری در همین لغت نامه شود.
قسری . [ ق َ ] (اِخ ) اسدبن عبداﷲ است . رجوع به اعلام زرکلی، اسدبن عبداﷲ و اسدبن عبداﷲ قسری در همین لغت نامه شود.